فهرست ناوبری برگه ها
فهرست ناوبری دسته ها
چاپ این مطلب

شما کدام هستید: باب اسفنجی یا اختاپوس؟

نمی‌دانم چقدر اهل تماشای کارتون هستید. اما اگر شما هم فرزند خردسال داشته باشید، احتمالا کارتون «باب اسفنجی» را دیده‌اید. اگر ندیده‌اید هم از شما دعوت می‌کنم که چندقسمتی از آن را ببینید!

شخصیت‌های مختلفی در این سریال هست که هر کدام نماینده بخشی از افراد دور و بر ما هستند.

باب اسفنجی، شخصیت سرخوش و خوشحالی است که آشپز رستورانِ آقای خرچنگ است. رستوران آقای خرچنگ، یک حسابدار هم دارد به اسم آقای اختاپوس یا بختاپوس!

اگر پاتریک را ببینید، عاشقش می‌شوید. آرام، بی‌خیال، خوشحال و البته بی‌مسئولیت!

هر کدام از این شخصیت‌ها، ویژگی خاص خودشان را دارند. اختاپوس از سرخوشی و خنده‌های باب اسفنجی دیوانه می‌شود. آقای خرچنگ در حال و هوایی است که باب اسفنجی هیچ‌وقت درکش نمی‌کند. اختاپوس هم علایق و سبک زندگی دارد که بقیه ارتباطی با آن برقرار نمی‌کنند.

درسته… دقیقاً مثل خود ما!

من و برادرم، هیچ شباهتی باهم نداریم. با همسرم هم تفاوت‌های رفتاری زیادی دارم. به دوستانم تا حدی شباهت دارم البته!

من و همسرم که همکار هم هستیم، هر کدام‌مان از نگاه خودمان به مسائل نگاه می‌کنیم که گاهی کاملا برخلاف هم است.

اما این‌همه تفاوت از کجا آمده و چطور می‌توانیم بقیه را بهتر درک کنیم؟ و اصلاً چرا باید درک کنیم؟

چرا باید دیگران را درک کنیم؟

در حوزه ارتباطات فردی، اگر من بدانم که خودم چه سبک رفتاری دارم و همسرم چه ویژگی و سبک رفتاری دارد، ارتباط بسیار بهتری با او خواهم داشت.

همسرم ارتباطی است، پس شاید مهمانی‌های خانوادگی بیشتری را بخواهد. همسرم درونگراست و کتاب می‌تواند هدیه مناسبی برای او باشد.

و در حوزه کسب‌وکار، اگر من بدانم که شریک کاری‌ام نتیجه گراست، به جای صحبت از حواشی که فقط اعصاب او را خُرد می‌کند، یک راست می‌روم سر اصل مطلب.

وقتی می‌دانم که برای کارهای حسابداری، به‌دقت و ریزبینی نیاز است و من هم اصلا دقیق نیستم، کار حسابداری شرکت را به کسی می‌سپارم که این ویژگی را داشته باشد. وقتی می‌دانم که فروش و بازاریابی به ارتباطات وابسته است و بازاریاب فعلی ما فردی درونگراست، او را در موقعیت مناسب‌تری قرار می‌دهم.

بنابراین با شناخت بهتر ویژگی‌های رفتاری خودمان و دیگران، کار و زندگی ما بسیار بهتر خواهد بود.

ما انسان‌های متفاوت!

هر آدمی منحصربه‌فرد است و ویژگی‌هایی دارد که دقیقا همه آنها، به میزانی که از هر کدام دارد، در انسان دیگری یافت نمی‌شود. موسسه استعدادیابی کلیفتون معتقد است که احتمال شباهت استعدادهای دو نفر در کره زمین، یک، تقسیم بر ۳۴ فاکتوریل است. این عدد، تقریبا برابر صفر است! یعنی هیچ دو نفر کاملا مشابهی را در کره زمین پیدا نخواهید کرد.

اما مغز ما برای اینکه بتواند راحت‌تر زندگی کند و با جهان بیرون ارتباط برقرار کند، دوست دارد هر چیزی را طبقه‌بندی کند. دوست دارد «ما و آنها» یا «خوب‌ها و بدها» درست کند. همین می‌شود که ما معمولا افراد هر شهر و دیار را با ویژگی‌های نسبتا مشابهی می‌شناسیم. مثلا می‌گوییم اروپایی‌ها اینجوری هستند. روی همه‌شان یک لیبل واحد می‌چسبانیم و دفعه بعد که یکی از آنها را دیدیم، براساس برچسبی که روی آنها چسبانده‌ایم، با آنها رفتار می‌کنیم.

جامعه‌شناسان و روانشناسان هم در این بازار طبقه‌بندی، بیکار ننشسته‌اند و دسته‌بندی‌های خودشان را ایجاد کرده‌اند.

این‌طوری شد که ما تست‌هایی مانند MBTI، DISC، NEO، هاللند، کلیفتون و… را برای شناخت ویژگی‌های گوناگون می‌شناسیم.

هر کدام از این مدل‌ها و تست‌ها، مانند عینکی ویژه هستند که بخش‌هایی از شخصیت آدم‌ها را نمایان می‌کند. درون‌گرایی، برونگرایی، عصبی بودن، باز بودن نسبت به چیزهای جدید، اهل فکر بودن و… مواردی هستند که این مدل‌ها براساس آنها، آدم‌ها را بررسی و طبقه‌بندی می‌کنند.

مدل DISC برای شناخت تمایلات رفتاری

یکی از این مدل‌ها برای شناخت بهتر خودمان و اطرافیان، مدل دیسک است. دیسک براساس دو متغیر اصلیِ «برونگرایی و درونگرایی» و «مردم‌گرایی و وظیفه‌گرایی» افراد را به چهار دسته کلی و ۱۵ زیر دسته یا سبک رفتاری تقسیم می‌کند.

خلاصه مدل دیسک با تقسیم‌بندی‌هایش، چیزی شبیه این تصویر است:

براساس مؤلفه‌های برونگرایی و درونگرایی که البته من ترجیح می‌دهم به جای آن بگویم «فاعل و منفعل بودن»، ما با دو دسته از افراد طرف هستیم:

بالای نمودار برونگرا فاعل: ترغیب‌کننده، با اعتمادبه‌نفس بالاتر، سریع در فکر و اقدام، عملگراتر، اهل معاشرت، ریسک‌پذیر، خوش‌بین، چالشی، تنوع‌طلب و…

 

پایین نمودار درونگرا منفعل: ترغیب‌شونده، با اعتمادبه‌نفس کمتر، آرام در فکر و اقدام، اهل فکر، تنهایی طلب، اهل ثبات و آرامش و …

 

و براساس مؤلفه مردم‌گرایی و وظیفه‌گرایی، دو دسته دیگر خواهیم داشت:

سمت راست نمودار مردم‌گرا: احساسی، دلسوز، کمک‌کننده، اهل مدارا، همدل، زودباور، قدردان و…

سمت چپ وظیفه‌گرا: منطقی، پرسشگر، عادل، برنامه‌ریز، به دنبال حقیقت، شکاک، منتقد و…

 

چهار بخش اصلی دیسک:

داستان وقتی جذاب‌تر می‌شود که ۴ بخش از دایره دیسک را جزئی‌تر تعریف کنیم. یعنی مثلا کسانی که در بالا و سمت چپ نمودار هستند. به این ترتیب، ۴ بخشِ DISC پیدا می‌شود:

 

D – آقای خرچنگ:

اولین بخشی که در مدل دیسک بررسی می‌کنیم و معمولا با قرمز هم نشان می‌دهند، بخش D است. کسانی که Doer (عملگرا) و Director (هدایتگر) هستند. این افراد می‌خواهند سریع به نتیجه برسند. رسیدن به هدف و وظیفه‌ای که برای خودشان تعریف کرده‌اند، بسیار مهم است. از حواشی و همین‌طور بهانه‌تراشی گریزان هستند.

در دنیای واقعی، شاید رئیس‌جمهور سابق آمریکا، دونالد ترامپ، نمونه واضحی از افراد D باشد.

 

S – پسرخاله:

در مقابل Dها، بهتر است S را بررسی کنیم. در سریال باب اسفنجی، نماد خیلی مشخصی ندارند. بنابراین پسرخاله آقای کلاه قرمزی را برای این بخش قرض گرفتیم! یادتان هست؟ نون بگیرم؟ نفت بگیرم؟ شخصیتی دوست‌داشتنی، مهربان و دلسوز که عملیات پشتیبانی و تدارکات را به عهده داشت!

مهم‌ترین چیز برای پسرخاله‌های S، حال خوب، باهم بودن، کمک کردن به دیگران، ثبات، امنیت و آرامش است.

در دنیای واقعی، مادربزرگ‌ها و شخصیت‌هایی مانند رهبر فقید هند، گاندی، S بالایی دارند.

I – باب اسفنجی:

همه داستان را گفتیم تا به اینجا برسیم: شخصیت محبوب و تاثیرگذار آقای باب اسفنجیِ شلوار مکعبی! کسی که همه شهر را می‌شناسد. همه را دوست دارد و تقریبا همه هم او را دوست دارند. یا دارد حرف می‌زند یا می‌خندد. از هر چیزی لذت می‌برد و یک بازی برای هر کار سختی اختراع می‌کند! راستی آقای کلاه قرمزی هم مثل باب اسفنجی، لایه «I» بالایی دارد.

در دنیای واقعی، کمدین‌های شادی مثل مهران غفوریان که دیدنش هم شادی‌آور است، در این دسته قرار می‌گیرند.

 

C – اختاپوس:

و شخصیت خاص داستان، آقای اختاپوس که حسابگر، دقیق، حساس، باوجدان و البته هنرمند است. به‌تنهایی و گوشه امن خودش نیاز دارد. اهل معاشرت نیست و تفریحاتش هم تنهایی است. هدفی در ذهنش دارد، ولی کار خاصی برای رسیدن به آن نمی‌کند.

بیل گیتس می‌تواند نماینده خوبی برای این دسته از افراد باشد.

 

قربانی شدن خودمان با توجه به دیگران؟

خیلی وقت‌ها این سوال مطرح می‌شود که وقتی من دیگران را بهتر بشناسم و مطابق سلیقه آنها عمل کنم، پس خودم چی؟ سلایق و علایق خودم را باید فدا کنم؟

داستان این است که با درک بهتر دیگران، رفتار مناسب‌تری با آنها خواهیم داشت. در نتیجه، آنها هم متقابلا رفتار مناسب‌تری با ما خواهند داشت.

اگر هم خودشان به این موضوع اهمیت ندهند، می‌توانیم با شفاف کردن نیازهای دو طرف و توضیحی درباره سبک‌های رفتاری، ارتباط بهتری بسازیم.

 

 در شماره‌های بعدی از همین مدل بیشتر می‌گوییم و کاربردهایش را در ارتباطات و مشاغل، بیشتر بررسی می‌کنیم.

 

شاهین شاکری

مدیر باشگاه مدیران ایران
دکترای حرفه‌ای کسب‌وکار
مشاور و کوچ مدیران ارشد
مربی توسعه مهارت‌های فردی

shakeri@modiriran.ir

 

468 ad

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.