
تحول در مدیریت و مدیریت تحول
روزنامه اطلااعات در یادداشتی به قلم شهیدی مودب، نوشته است: البته از منظر تاریخ علم آنچه کاشفان و مخترعان و نوآوران بدان دست یافتهاند، خلقالساعه حاصل نشده است و در یک روند مستمر از رنسانس گرفته تا انقلاب صنعتی و انقلاب اطلاعات، علتهای گذشته معلولهای حال را موجب شدهاند و کار به جایی رسیده است که با توجه به سرعت نوآوری و فنآوری، به موجودات مصرف کننده تبدیل شده باشیم. یعنی یک اقلیت مبتکر و نوآور، کالاها و مصنوعاتی را تولید میکنند و یک اکثریت انبوه مصرف کننده میشوند. البته این نکته را هم باید لحاظ کرد که تنوع تولید یا سرعت نوآوری به این معنا نیست که در گذشتههای دور انسان همواره غارنشین بوده بلکه در هر برههای از تاریخ و در هر منطقهای از زمین، صنعت و فنآوری وجود داشته است.
برای مثال وقتی گفته میشود ارتش امپراتوری ایران در زمان ساسانیان در جنگها مثلا یکصد هزار نیرو تجهیز میکرده اگر نصف این ارتش هم سوار نظام بوده باشد، یعنی فلزکاری و چرم سازی و بهداشت و پرورش اسب در آن زمان آنچنان پیشرفته بوده است که سپر و زره و نیزه و زوبین و تیر و کمان و گرز و زین و نعل اسب و کلاهخود به مقیاس زیاد تولید میکرده است و باز اگر شمار زخمیان در این لشگرکشیها را در نظر گیریم که بعد از مدتی بهبود مییافتهاند، معلوم میشود طب پیشرفتهای هم وجود داشته که البته بر مبنای بهرهگیری از گیاهان عمل میکرده است. این واقعیت در چین و هند و روم هم مصداق دارد.
با این حال آنچه موجب دستاوردهایی شده که زمان ما را در اوج رشد علم و فنآوری قرار داده است نکاتی دارد که از دید خیلیها پنهان میماند و این سخن را جدی نخواهند گرفت اگر گفته شود تغییر در نگاه و تخیل و دگرگونگی، مادرزایش علم و فنآوری شگفت انگیز زمان ما شده است. مثلا وقتی به رنسانس که معنای فارسیاش زایش دوباره است توجه میکنیم میبینیم که معماران و نقاشان که این دگرگونگی را موجب شدهاند، نگاه رایج به بنا کردن و چهرهنگاری و ترسیم اندام انسان و طبیعت را تغییر دادهاند. به عبارت دیگر وقتی به سبکهای نقاشی عنایت کنیم، میبینیم که شیء یا آنچه در برابر رویگر قرار دارد، نسبتا واحد است اما نوع نگاه به آن و ترکیب نور و رنگ وحجم چون گذشته عمل نمیکند.
حاصل این تغییر نگاه وقتی در عرضه کالا تجسم مییابد، با اندازهها و رنگها و مدلهای متکثری مواجه میشویم که انتخاب ما را مشکل میکند و در برابر ما انبوهی کالا قرار میگیرد که اگر آنها را دستهبندی کنیم، ممکن است نوع مصرف هر دسته واحد باشد، لیکن تنوع در ارائه بهگونهای است که برای انتخاب نیاز خود حتی مجبوریم با دیگران مشورت کنیم. البته این که در این چشمانداز متنوع انتخابهای متغیر را میبینیم، نشان از وجود تنوع پسندی در ذات بشر دارد و باز معنایش این است که انسان ترجیح میدهد در گلستانی زندگی کند که با انبوه گلهای با شکل و رنگ و بوی متنوع مواجه باشد تا این که فقط با یک گل سروکار داشته باشد، هر چند که خوشبو باشد.
پرسشی که مطرح میشود این است که مدیریتهای جوامع بشری وقتی با این زایش و تنوع و تغییر مواجه میشوند، باید باور داشته باشند که شیوه حکومتی آنها هم متنوع و متغیر شود یا تغییر و تحول را فقط در کالا و مصنوع و مصرف آن محدود کنند. به عبارت علمیتر آیا بین تحول در ارائه و ساختن و مصرف کردن و شیوه اداره یک کشور کنش و میان کنش یا ارتباط و تاثیر و تاثر درونی وجود دارد یا خیر؟ البته بلافاصله باید گفت که حکومت یا نظام در یک کشور را نمیتوان مثل عطر و لباس و مد، هر سال عوض کرد اما جای این پرسش باقی میماند که مثلا اگر ما پدرها و پدر بزرگها برای کار با تلفن موبایل و دستگاه رایانه و تلویزیون آخرین مدلمان از فرزندان جوانمان کمک میگیریم، وقتی او میخواهد انتخاب همسر یا رشته تحصیلی کند، حق داریم چون گذشته انتخاب او را رد کنیم و بگوییم که او جوان است و عقلش نمیرسد، در حالی که اگر در منزل به ما کمک نکند نه میتوانیم از تلفنمان استفاده کنیم، نه برنامه دلخواه تلویزیونیمان را ببینیم.
اتفاقا در اداره جامعه این یک امر، اساسی و محوری است. یعنی اگر گردانندگان حکومت در اداره جامعه از نسل جوان عقب باشند و نتوانند تحول جامعه را به درستی مدیریت کنند، چارهای ندارند که یا عنان حکومت را واگذار کنند، یا از جوانان در متحول کردن شیوه حکومتگری کمک بگیرند.
اگر بخواهیم از نظریهپردازی به واقعیتهای ملموس و محسوس گذر کنیم، سؤال این است که حکومت جمهوری اسلامی چگونه میخواهد با تحولات جامعه برخورد کند و چه مدلی را در مدیریت تحول انتخاب میکند؟ آیا چشمهایش را میبندد که از خارج از مرزها به جوانان ما گرا داده شود؟ آیا در اداره رسانهها کار را به جایی میرساند که چشم و گوش نسل جوان به شبکههای اجتماعی و رسانههای فرا مرزی دوخته شود یا تحول در مدیریت رسانهای و شیوه تبلیغی با بهرهگیری از حلالمسائل اجتهاد پویا که صفت ممیزه شیعه است عنان جهتدهی به توسن سرکش تحول اجتماع را در دست میگیرد و با سعه صدر و نگاه جامع الأطراف اطمینان را به رسانه ملی برمیگرداند و اجازه نمیدهد که در این دنیای پر حیله و پرخطر و پر دام، کبوتران حریم جمهوری اسلامی در چنگال باز و عقاب و شاهین تحول گرفتار آمده قربانی شوند و تالی فاسد آن دامن نظام را به آتش بکشد؟
باید سال نو را با خوشبینی آغاز کنیم. باید عینک منفی بافی را از صورت خود برداریم. باید نیمه پر این نظام را که هزاران جوان برای آن قربانی شدهاند، خوب ببینیم. باید حجم سازندگیها را ملاحظه کنیم. باید مشکلات دیگر کشورها را هم ببینیم و فکر نکنیم که مرغ همسایه غاز است؛ اما دولت ما هم،که همه حمایتش میکنیم نباید با برخی ندانم کاریها در جامعه یأس ایجاد کند و قوه قضائیه هم باید با قاطعیت و اراده محکم به مصاف فساد فراگیر در جامعه برود و به مردم نشان دهد که استقلال قضایی یعنی فاسدان را با یک چوب و با یک شدت راندن و مجلس ما هم باید با وضع قوانین مطابق نیازهای زمان دست دولت را در انجام وظایف خود باز بگذارد.
صدا و سیما باید از شعارهای بیمحتوا دست بردارد و با انعکاس واقعیتها، گوی سبقت را از رسانههای خارجی دروغ پرداز بربایدو روحانیت ما با تمسک به اجتهاد پویا و دور کردن مردم از خرافات که گاه موجب تمسخر نسل جوان میشود، به کمک نظام بیاید و نگذارد این استنتاج غلط قوت بگیرد که اسلام برای حل مشکلات جامعه درمانده است و همانگونه که رهبر آگاه به زمان ما میطلبند، روحانیت زمانشناس باشد و سرعت گذر زمان را درک کند.
امروز نیاز جامعه ما هم تحول در مدیریت است و هم مدیریت تحول. این که در دعای تحویل سال میخوانیم که «حول حالنا الی احسن الحال»، یعنی خود ما هم باید در تحول، جامعه را در مسیر تغییر به احسن حال برگردانیم.
مدل اداره کشور را با بهرهگیری از فکر خردمندان و رای جوانانمان تغییر دهیم و بهبود وضع کنیم. لزومی ندارد که در انجام این مهم به دوردستها برویم، بلکه توجه به ماوقع اطراف ما نشان میدهد که اگر تحول را مدیریت نکنیم، کشور در مسابقه ماراتون جهانی و منطقهای مقام شایستهای را کسب نخواهد کرد، ما برای مدیریت این مسابقه دو به حد کافی مدیر و نیروی داخلی داریم و همانگونه که در دفع شر فرامرزی برای نظام افتخار آفریدهایم، باید در داخل هم مانند وقوع انقلاب در جهان سر آمد باشیم.
خدایا چنان کن سر انجام کار
تو خشنود باشی ما رستگار




